مختصی
مترادفها
متخصص، کاردان، خبره، صاحبنظر
متضادها
غیرمتخصص، عام، عمومی
لغت نامه دهخدا
مختصی. [ م ُ ت َ ] ( ع ص ) خصی کننده خود را. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ). اخته کننده و کسی که خود را خصی می کند. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به اختصاء شود.
مختصی.[ م ُ ت َص ْ صی ] ( ص نسبی ) مخصوص و اختصاص داده شده بدون مشارکت غیری. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به مختص شود.
جمله سازی با مختصی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اصل او از برای مختصی بوده جان نبی و صُلب وصی