مجسم شده

لغت نامه دهخدا

مجسم شده. [ م ُ ج َس ْ س َ ش ُ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) جسمیت یافته. به صورت جسم درآمده:
مستنصر باﷲ که از فضل خدای است
موجود و مجسم شده در عالم فانیش.ناصرخسرو.

فرهنگ فارسی

به صورت جسم در آمده

جمله سازی با مجسم شده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بعد از سدهٔ ۱۵، بانوی عدالت غالباً با چشم‌بند مجسم شده است. چشم‌بند نمایانگر بی‌طرفی است، یعنی مرز و حدود در قضاوت باید بدون ترس یا طرفداری از فردی خاص با صرف‌نظر کردن از پول، ثروت، قدرت، شهرت یا هویت فرد باشد؛ عدالت بی‌طرفانه و با انصاف باید باشد.

💡 شکسپیر با بیان اینکه کلئوپاترا مار را در نزدیکی پستانش نگه داشته‌است، بخشی از تصویری را که در ذهن ما از مرگ کلئوپاترا مجسم شده بود تغییر داد. تا پیش از این عموماً بر این عقیده بودند که مار بازوی کلئوپاترا را گزیده‌است.

💡 تیغ بران تو تو مرگی، که مجسم شده است شخص میمون تو جانیست مصور گشته

💡 اقرار دهد عقل که در عالم اقبال بختی است مجسم شده بر باد مجسم

💡 وحشت و مرگ مجسم شده هر سویی بود! صوت گرچه نه به مقدار سر مویی بود

💡 تو روح مصور شده نز آتش و آبی تو جان مجسم شده نز خاک و هوایی

خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
سوپر یعنی چه؟
سوپر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز