لغت نامه دهخدا
مجروح رخسار. [ م َ رُ ] ( ص مرکب ) چهره خراشیده:
خاقانی و درد نهان خون دل از دیده چکان
و ز ناخن غم هر زمان مجروح رخسار آمده.خاقانی.
مجروح رخسار. [ م َ رُ ] ( ص مرکب ) چهره خراشیده:
خاقانی و درد نهان خون دل از دیده چکان
و ز ناخن غم هر زمان مجروح رخسار آمده.خاقانی.
چهره خراشیده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خاقانی و درد نهان، خون دل از ناخن چکان وز ناخن غم هر زمان مجروح رخسار آمده