لغت نامه دهخدا
گمره کردن. [ گ ُ رَه ْ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) گمراه کردن. بیراه کردن. سرگشته کردن:
نگه دار از آموزگار بدش
که بدبخت گمره کند چون خودش.سعدی ( بوستان ).
گمره کردن. [ گ ُ رَه ْ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) گمراه کردن. بیراه کردن. سرگشته کردن:
نگه دار از آموزگار بدش
که بدبخت گمره کند چون خودش.سعدی ( بوستان ).
گمراه کردن بی راه کردن سرگشته کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در خم گیسوی کافر کیش داری تارها بهر گمره کردن پاکانست این زنارها