لغت نامه دهخدا
گل نشاط. [ گ ُ ل ِ ن َ / ن ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) شراب لعل انگوری. ( برهان ). کنایه از شراب که خوردنش نشاط می آورد. ( آنندراج ). کنایه از شراب. ( غیاث ).
گل نشاط. [ گ ُ ل ِ ن َ / ن ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) شراب لعل انگوری. ( برهان ). کنایه از شراب که خوردنش نشاط می آورد. ( آنندراج ). کنایه از شراب. ( غیاث ).
شراب لعل انگوری. شرابی که خوردنش نشاط میاورد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گرمست با مشاهدهٔ گل نشاط ما اکنون که نیست وحشت دیدار سردی
💡 در ده پسرا می که چمن را تاب است آن می که گل نشاط را مهتاب است
💡 پیاله گیر که از نخل سرکش مینا گل نشاط به هر جام می توان چیدن
💡 ز سینه غم به می ناب می توان چیدن گل نشاط ازین آب می توان چیدن
💡 به امید آن کاید از صید شاه سوی گل نشاط آرد از صیدگاه