گفتار کردن
مترادفها
صحبت کردن، سخن گفتن، حرف زدن
متضادها
سکوت کردن، خاموش بودن
لغت نامه دهخدا
گفتار کردن. [ گ ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) صحبت کردن. حرف زدن. سخن راندن:
سرو بلند بین که چه رفتار میکند
شوخ شکردهن که چه گفتار میکند.سعدی ( خواتیم ).سرو ایستاده به چو تو رفتار میکنی
طوطی خموش به چو تو گفتار میکنی.سعدی ( بدایع ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) سخن گفتن صحبت کردن: سرو بلند بین که چه رفتار میکند. شوخ شکر دهن که چه گفتار میکند. ( خواتیم سعدی )
جمله سازی با گفتار کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گنهکار دانی مرا بیگناه نخواهی به گفتار کردن نگاه