گفت و قدم

لغت نامه دهخدا

گفت و قدم. [ گ ُ ت ُ ق َ دَ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) کنایه از قول و فعل و این ظاهراً اصطلاح قلندران ولایت است. ( آنندراج ):
دردمندان ترا گفت و قدم می باید
همه جا گفت و قدم همره هم می باید.میرنجات ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) قول و فعل: دردمندان ترا گفت و قدم می باید همه را گفت و قدم همره هم میباید. ( گل کشتی )

جمله سازی با گفت و قدم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مرد را گفت و قدم باید، تو خود یکباره گفتی خلق را در سر زبان باید، تو خود یکسر زبانی

نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز