گزندر

لغت نامه دهخدا

گزندر. [ گ َ زَ دَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان براکوه بخش جغتای شهرستان سبزوار، واقع در 24 هزارگزی جنوب خاوری درمیان و 14 هزارگزی شمال طبس. هوای آن معتدل و دارای 279 تن سکنه است. آب آنجا از قنات تأمین میشود و محصول آن غلات پنبه کنجد، زیره و شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9 ).

جمله سازی با گزندر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 درهٔ گزندر و سرابی یکی از دره‌های واقع در کوهستان الوند است. این دره باصفا در شرق شهر تویسرکان و در ابتدای ورودی این شهر از سمت جوکار قرار دارد. این دره با حدود ۵۰۰ هکتار مساحت، به دلیل فراوانی آب و وجود خاک مناسب و نسبتاً عمیق از استعداد بالایی در زراعت و باغداری برخوردار است. رود سرابی در این دره جاری است.

💡 تویسرکان قدیم از شش محله اصلی تشکیل شده بود به نام‌های جلوستان، صادقیه، پایین محله، زرهان، دستجرده، باغوار. سرابی که خود قریه‌ای در مدخل ورودی شهر و در امتداد دره گزندر بوده، هم‌اکنون یکی از محله‌های اصلی و مهم این شهر تاریخی به حساب می‌آید.

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز