لغت نامه دهخدا
گرکه. [ ] ( اِخ ) اسم طایفه ای از ایلات کرد ایران است که تقریباً 100 تن میشوند و در کلیائی و سنقر سکونت دارند. رجوع به جغرافیای سیاسی کیهان ص 59 شود.
گرکه. [ ] ( اِخ ) اسم طایفه ای از ایلات کرد ایران است که تقریباً 100 تن میشوند و در کلیائی و سنقر سکونت دارند. رجوع به جغرافیای سیاسی کیهان ص 59 شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تپه گرکه کوزه مربوط به سدهٔ ۸–۶ ه.ق است و در شهرستان ارومیه، بخش سیلوانه، دهستان دشت، روستای دربند واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۵ آبان ۱۳۸۷ با شمارهٔ ثبت ۲۳۵۵۰ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 در سال ۱۹۳۵، گرکه به اتهام همجنسگرایی از کار برکنار شد. پس از جنگ وی بهعنوان بایگان و کارمند شهرداری به کارش ادامه داد.
💡 ز زلف بی بها موئی بصد جان گرکه بفروشد دراین سودا من مسکین بجان و دل خریدارم
💡 تپه گرکه لان (ک. ۴۱) در شهرستان هرسین، روستای فیروز آباد واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۴ فروردین ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۸۱۴۳ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 وی رئیس حزب ناسیونال سوسیالیست کارگران آلمان در مونیخ بود و از آوریل ۱۹۳۳ بهعنوان مشاور نژادی و شجرهشناس در وزارت کشور مشغول به کار شد. گرکه ابداعکنندهٔ سیستم فکری «پیشگیری نژادی» بود که ازدواج میان یهودیان و آریاییها را ممنوع میکرد. تعریف گرکه از یهودیبودن این بود که، هر کسی بیش از ۱/۱۶ خونش از نژاد یهود باشد، یهودی محسوب میشود.
💡 تپه گرکه قژالکا مربوط به سدهٔ ۶ تا ۸ ه.ق است و در شهرستان ارومیه، بخش صومای برادوست، دهستان برادوست، ۲/۵ کیلومتری شمال روستای سین آباد واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۸ شهریور ۱۳۸۷ با شمارهٔ ثبت ۲۳۳۱۶ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.