گرمورت
لغت نامه دهخدا
گرمورت. [ گ َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان سماق بخش چگنی شهرستان خرم آباد، واقع در 17 هزارگزی شمال باختری سراب دوره و 9 هزارگزی شمال اتومبیل رو خرم آباد به کوهدشت. هوای آن معتدل دارای 300 تن سکنه است. آب آنجا از چشمه تأمین میشود. محصول آن غلات و تریاک و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان سیاه چادربافی است. راه آن مالرو و مزرعه گوزان چم جزو این آبادی میباشد. ساکنین از طایفه دلفان بوده قسمتی چادرنشین هستند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
جمله سازی با گرمورت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تپه داود مالگه در شهرستان خرمآباد بخش دوره چگنی، دهستان کشکان، ۳۰۰ متری شمال روستای گرمورت رمضان آباد واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۲ اسفند ۱۳۸۵ با شمارهٔ ثبت ۱۸۱۵۰ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 تپه سر کمره در شهرستان خرمآباد، بخش دوره چگنی، دهستان کشکان، ۱ کیلومتری جنوب غربی روستای گرمورت رمضان آباد واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۲ اسفند ۱۳۸۵ با شمارهٔ ثبت ۱۸۲۱۳ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.