لغت نامه دهخدا
کشت و کشتار. [ ک ُ ت ُ ک ُ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) کشتن بسیار. خونریزی. آدم کشی. قتل نفس. جنگ. مقاتله. ( یادداشت مؤلف ).
کشت و کشتار. [ ک ُ ت ُ ک ُ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) کشتن بسیار. خونریزی. آدم کشی. قتل نفس. جنگ. مقاتله. ( یادداشت مؤلف ).
کشتن بسیار. خونریزی. جنگ
💡 درتاریخ آسیا جنگ ماه حوت هرات در نوع خود بینظیر بود. این کشت و کشتار را تنها با درگیریهای شهر (حماه) در سوریه میتوان تشبیه کرد. کشتار مزبور که در فبروری ۱۹۸۲ در شهر حماه اتفاق افتاد به قیمت ازبین رفتن جان سی هزار نفر تمام شد
💡 یوکو به دلیل سبک خاص بازیهایش، یعنی انتخابها و داستان عجیب و غیرعادی شناخته شدهاست. یکی از بخشهای اصلی کار او نشان دادن نیمه تاریکتر مردم، مثل علاقهشان به کشت و کشتار است. شیوه فیلمنامهنویسی او به «فیلمنامهنویسی روبهعقب» معروف است؛ او در این شیوه ابتدا پایان داستان را لو میدهد و بعد به عقب برمیگردد. به دلیل عدم علاقه او به مورد تصویربرداری واقع شدن، همواره در مصاحبهها و مراسمها پوششی را روی صورت خویش قرار میدهد.