واژه «کسافت» در متون لغوی کهن، بهویژه در کاربردهای عربی و فارسی قدیم، دارای معانی متعددی است که همگی به نوعی با مفهوم تیرگی، گرفتگی و کدورت ارتباط دارند. در معنای اصلی و تاریخی آن، این واژه به پدیدههایی مانند گرفتگی خورشید و ماه، یعنی خسوف و کسوف، اشاره دارد که در آن نور آسمانی بهطور موقت پوشیده و تاریک میشود. در برخی منابع لغوی، «کسافت» به معنای تاریکی نیز آمده است و برای بیان حالتی از نبود روشنایی یا کاهش نور به کار میرود. همچنین این واژه در معنایی دیگر به «دُردی» یا رسوب مایعات اشاره دارد که به تهنشین شدن مواد سنگینتر در مایعاتی مانند روغن، سرکه یا سایر نوشیدنیها مربوط میشود. این رسوب یا تهمانده معمولاً به صورت لایهای کدر در پایین ظرف جمع میشود و نشانه ناخالصی یا تهنشینی مواد است. در این کاربرد، «کسافت» بیانگر حالت غلیظ شدن، کدر شدن یا سنگین شدن مایع است. در برخی متون، این واژه به طور کلی برای هر نوع کدورت یا تیرگی محسوس نیز به کار رفته است. بنابراین، مفهوم مشترک در همه این معانی، نوعی پوشیدگی، تیرگی یا تغییر حالت از شفافیت به کدورت است. با توجه به این کاربردها، «کسافت» واژهای است که هم در توصیف پدیدههای طبیعی مانند خسوف و هم در بیان ویژگیهای فیزیکی مایعات مانند رسوب و تیرگی استفاده شده است. در مجموع، این واژه به معنای گرفتگی، تاریکی، کدورت و تهنشینی مواد در مایعات در متون کهن به کار میرود.
کسافت
لغت نامه دهخدا
کسافت.[ ک َ ف َ ] ( از ع، اِمص ) گرفتگی آفتاب و ماه. || تاریکی. || دردی. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
گرفتگی آفتاب و ماه یا دردی
جمله سازی با کسافت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تو را این بس که حاسد از کسافت تنست و تو ز روی لطف جانی