لغت نامه دهخدا
کز خوردن. [ ک ِ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) سوختن پشم و پرز پارچه های پشمی و موی سر و مانند آن. رجوع به کز دادن و کز شود.
کز خوردن. [ ک ِ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) سوختن پشم و پرز پارچه های پشمی و موی سر و مانند آن. رجوع به کز دادن و کز شود.
سوختن پشم و پرز پارچه های پشمی و موی سر و مانند آن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چه خوری چیزی کز خوردن آن چیز ترا نی چون سرو نماید به نظر سرو چو نی
💡 به تحقیق دیدند کز خوردن می فزون شد جنایت برافزود جانی
💡 خوش باش و جهان تلخ مکن در بر خویش کز خوردن غم قضا نگردد کم و بیش
💡 چه خوری چیزی کز خوردن آن چیز ترا نی چون سرو نماید به مثل سرو چو نی
💡 المنة لله که دلم صید غمی شد کز خوردن غمهای پراکنده برستم
💡 بسیار بخوردند ونبردند گمانی کز خوردن بسیار شود مردم بیمار