کره نای

لغت نامه دهخدا

کره نای. [ ک َرْ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) کرنای. شیپور. بوق. ( یادداشت مؤلف ). کارنا. کرنا. ( فرهنگ فارسی معین ):
برآمد خروشیدن کرنای
دم نای سرغین و هندی درای.فردوسی.رجوع به کرنا و شیپور شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) کرنا: [ بر آمد خروشیدن کره نای دم نای سرغین و هندی درای ].
کرنای. شیپور.بوق

جمله سازی با کره نای

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 برآمد ز در نعره کره نای زمین و زمان کرد جنبش ز جای

💡 خروش یلان و دم کره نای چنان شد که چرخ اندر آمد ز جای

💡 از آوای سنج و دم کره نای تو گفتی بجنبید میدان ز جای

💡 همان نالهٔ کوس با کره نای برآمد ز دهلیز پرده‌سرای

💡 برآمد خروشیدن کره نای دورویه از آن هر دو پرده سرای

رجل القوس یعنی چه؟
رجل القوس یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز