کردستانی
لغت نامه دهخدا
کردستانی. [ ک ُ دِ ] ( ص نسبی ) منسوب به کردستان. اهل کردستان. از مردم کردستان. رجوع به کردستان شود.
فرهنگ فارسی
( صفت ) منسوب به کردستان اهل کردستان از مردم کردستان.
جمله سازی با کردستانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مجله تایم در سال ۲۰۰۶ امید کردستانی را در فهرست صد نفری که دنیای ما را شکل دیگری بخشیدهاند قرار داد. بهعلاوه او در جشنواره ایرانیان آمریکا در سال ۲۰۰۷ به عنوان «ایرانی سال» برگزیده شد. کردستانی یکی از بنیانگذاران بنیاد خیریه پارسی است که علاوه بر دستگیری از دانشجویان ایرانی، در راهاندازی شرکتها و به ثمر رسیدن ایدههای کارآفرینهای ایرانی هم کمک میکند.
💡 در سنندج مردوخ کردستانی که آوازهای در میان مردم منطقه داشت از مخالفان آشکار شخص قاضی محمد و جمهوری مهاباد بود، ملا صدیق پیش نماز مسجد عباسآقا در مهاباد نیز از بیدادگران مردم در برابر توطئههای قاضی محمد و همراهانش بود و هم چنین ملا محمد دربکی و شیخ عبدالرحیم باقروند از فعالان و مخالفان دار و دستهٔ قاضی محمد بهشمار میرفتند. فتوای ملا خلیل علیه کشف حجاب رضاشاه و اعلام ارتداد قاضی محمد و همراهانش نیز توسط او و سایر علمای آن زمان صورت گرفت.
💡 یکی از ویژگیهای بارز صنایع دستی در مناطق کردستانی، ظرافت بسیار بالا و رنگهای متنوع در بافتن فرشها و پوشاک سنتی این مردم است.
💡 او که یک هنرمند کردستانی است، با استفاده از سازهای محلی، موسیقیای بسیار شنیدنی و اثرگذار را برای مخاطبان خود در کنسرتها اجرا میکند.
💡 بسیاری از فعالان اجتماعی کردستانی تلاش میکنند تا از طریق پروژههای فرهنگی، هویت و میراث تاریخی منطقه خود را به جهانیان معرفی و ترویج کنند.