کرد خورد

لغت نامه دهخدا

کردخورد. [ ک ُ خوَرْ / خُرْ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان ترک شهرستان ملایر. جلگه ای و معتدل است و 1761 تن سکنه دارد. آب آنجا از قنات و محصول آن انگور و صیفی است. شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان آنجا قالی بافی است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان ترک شهرستان ملایر واقع در ۳۹ کیلومتری شمال خاورشهر ملایر جلگه و معتدل ۱۷۶۱ تن سکنه صنعت دستی قالی بافی.

جمله سازی با کرد خورد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سرشانه بدکنش کرد خورد بترسید ازو قهقهام سترد

💡 هرکه بر داغ حوادث همچو مردان صبر کرد خورد آب زندگی زین آتشین پیمانه‌ها

💡 همه پشت و یال و برش کرد خورد روان پلیدش به دوزخ سپرد

💡 بزد سنگ و شاپور را کرد خورد دلاور ز چنگال او جان نبرد

💡 سیل کم کم رخنه ها وا کرد خورد شهر را ناگه بیکبار آب برد

💡 برآورد و زد بر سرش کرد خورد ندیده بدان گونه کس دستبرد

میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
حصار یعنی چه؟
حصار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز