کرتک
مترادفها
اهرم، دسته
لغت نامه دهخدا
کرتک. [ ک َ ت َ ] ( اِ ) تخماق و میخ کوب چوبین. ( ناظم الاطباء ).
کرتک. [ ک ُ ت َ ] ( اِ ) جامه کوتاهی که مانند زره بدن را می پوشاند و آستینهای آن تا آرنج می رسد. || پرهای شترمرغ و یا کلنگ و یا بوتیمار که بر سرمی زنند. || قسمی از زردوزی. || گیاهی خاردار. ( ناظم الاطباء ). رجوع به کُرته شود.
جمله سازی با کرتک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دزفول به عنوان شهر جهانی کپو ثبت و معرفی شد. کپو یکی از صنایع دستی ویژه شهرستان دزفول بهشمار میرود که ماده اولیه آن را چوب کرتک (موجود در بیشه زارهای دزفول) تشکیل میدهد.