کذابه
مترادفها
دروغگو، فریبکار، کلاهبردار، مکار، حیلهگر
متضادها
راستگو، صادق
لغت نامه دهخدا
( کذابة ) کذابة. [ ک َذْ ذا ب َ ] ( ع ص ) مؤنث کَذّاب. ( از اقرب الموارد ). زن دروغگوی. || مرد دروغگوی. ( ناظم الاطباء ). رجوع به کذاب شود.
جمله سازی با کذابه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 زینب کذابه هم دین باشدت با رضا آن شاه دین کین باشدت