کدورت زدای

مترادف‌ها

پاک‌کننده کدورت

متضادها

کدورت‌آور

لغت نامه دهخدا

کدورت زدای. [ ک ُ رَ زِ ] ( نف مرکب ) زداینده تیرگی و آلودگی و ناپاکی:
کو فر او که بود ضیابخش آفتاب
کو لطف این که بود کدورت زدای خاک.خاقانی.

فرهنگ فارسی

زداینده تیرگی و آلودگی و ناپاکی

جمله سازی با کدورت زدای

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 چو ز آیینه کردی کدورت زدای شود صورت خوب شاهد نمای

💡 کو فر او که بود ضیا بخش آفتاب کو لطف او که بود کدورت زدای خاک

💡 گفتگوهای صمیمانه و شفاف میان دوستان می‌تواند به عنوان یک عامل کدورت زدای عمل کرده و تمامی سوءتفاهم‌های گذشته را به سرعت برطرف سازد.

💡 مدیران موفق معمولاً از روش‌های کدورت زدای در مدیریت بحران‌ها استفاده می‌کنند تا از ایجاد تنش و ناراحتی میان پرسنل شرکت جلوگیری نمایند.

💡 بخشش و گذشت از خطاهای دیگران، همواره یکی از موثرترین راهکارهای کدورت زدای در روابط انسانی است که باعث تقویت پیوندهای عاطفی می‌شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران