لغت نامه دهخدا
کبک منقار. [ ک َ م ِ ] ( ص مرکب ) که منقاری چون کبک دارد. || مجازاً، منقارسرخ:
از نثار خون دل در راه او
کرکس شب کبک منقار آمده ست.خاقانی.
کبک منقار. [ ک َ م ِ ] ( ص مرکب ) که منقاری چون کبک دارد. || مجازاً، منقارسرخ:
از نثار خون دل در راه او
کرکس شب کبک منقار آمده ست.خاقانی.
که منقاری چون کبک دارد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از نثار خون دل در راه او کرکس شب کبک منقار آمده است