لغت نامه دهخدا
چیره دل. [ رَ / رِ دِ] ( ص مرکب ) قوی دل. بی پروا. پردل. جسور:
به ایران زمین باز کردند روی
همه چیره دل گشته و رزم جوی.دقیقی.
چیره دل. [ رَ / رِ دِ] ( ص مرکب ) قوی دل. بی پروا. پردل. جسور:
به ایران زمین باز کردند روی
همه چیره دل گشته و رزم جوی.دقیقی.
قوی. دل. بی پروا. پردل. جسور.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لشکر مشرق «زاودهٔ» تا به بنگ چیره دل و خیره کش و تیز چنگ