چیدم
مترادفها
چیدهام، مرتب کردهام
متضادها
بههم ریختم، پریدم
لغت نامه دهخدا
چیدم. [ دَ ] ( اِ ) از قرای بندر دیلم فارس است. ( مرآت البلدان ).
فرهنگ فارسی
از قرای بندر دیلم فارس است
جمله سازی با چیدم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دیدم جهانرا سربسر چیدم ثمر از هر شجر گشتم گدای دربدر تا عاقبت سلطان شدم
💡 گلها که من از باغ وصالت چیدم درها که من از نوش لبت دزدیدم
💡 روزی از باغ تو چیدم گل و یک عمر گذشت دست خود را چو گل تازه همان میبویم
💡 دستم ز جام عکس می لالهگون گرفت گل چیدم آنقدر که کفم رنگ خون گرفت
💡 بیدل چقدر سحر است کز هستی بیحاصل بر خاک نفس چیدم بر سرمه صدابستم
💡 ناکسان را کی رسد زان غنچه بو زانکه من چیدم گل از بستان او