چکیده خون

لغت نامه دهخدا

چکیده خون. [ چ َ / چ ِ دَ / دِ ] ( اِ مرکب ) خون چکیده. کنایه از شراب لعلی انگوری باشد. ( برهان ). کنایه از می انگوری باشد. ( انجمن آرا ). کنایه از می سرخ. ( آنندراج ). شراب لعلی. ( ناظم الاطباء ). کنایه از شراب سرخ رنگ که از انگور سازند:
درده از آن چکیده خون ز آبله تن رزان
کآبله رخ فلک برد عروس خاوری.خاقانی.

فرهنگ فارسی

( اس م ) شراب انگوری.

جمله سازی با چکیده خون

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شمسی عیان که جای شفق ز آن چکیده خون نخل روان که جای رطب زان دمیده تیر

💡 شکفته غنچۀ خندان و گویی از دهنش چکیده خون دل بلبلی به پیرهنش

💡 جمله‌ی ره چکیده خون از سر تیغ عشق او جمله‌ی کو گرفته بو از جگر کباب ما

اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز