چهاری
واژهٔ چهارِی یک صفت نسبی است که مستقیماً از عدد چهار اشتقاق یافته و با افزودن پسوند نسبت «ـی» ساخته میشود. این واژه در زبان فارسی امروز کمتر به کار میرود، اما در ساختار ادبی و قواعد صرفی زبان، نشاندهندهٔ انتساب، تعلق، یا نسبت به عدد چهار است. به عبارت دیگر، هرگاه بخواهیم چیزی را منسوب به چهار واحد یا چهارمین مورد بدانیم، از این قبیل تعابیر استفاده میشود. این ساختار نحوی، مشابه سایر اعداد است که با این پسوند نسبت، صفاتی چون «دومی»، «سومی» یا «دهمی» را میسازند.
کاربرد اصلی این صفت نسبی، تأکید بر چهارگانگی یا رابطهٔ چهارگانه است. اگرچه معنای تحتاللفظی آن «منسوب به چهار» است، اما در متون قدیمیتر و در بافتهای خاص، ممکن است به معنای «مربوط به چهارده» نیز به کار رود، همانگونه که در مثال «ده چهاری» ذکر شده است که به معنای «چهاردهی» اشاره دارد. این کاربرد دوم، نشاندهندهٔ ظرفیت زبان در خلق معانی ترکیبی بر اساس ساختارهای اشتقاقی موجود است. در تحلیلهای زبانشناختی، این امر مصداق ترکیب اسمی و صفتی است که یک واحد معنایی جدید (چهارده) را از دو جزء (ده و چهار) ایجاد میکند.
لغت نامه دهخدا
چهاری. [ چ َ / چ ِ ] ( ص نسبی )مرکب از عدد چهار و یاء نسبت. منسوب به عدد چهار.
- ده چهاری، نسبت به چهارده؛ چهاردهی:
من کیستم که بر من نتوان دروغ بستن
نه قرص آفتابم نه ماه ده چهاری.منوچهری.
فرهنگ فارسی
مرکب از عدد چهار و یائ نسبت. منسوب بعدد چهار.
جمله سازی با چهاری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گور و گوزن و کبک و غزالم تویی به نقد تنها تو هر چهاری اگر هر چهار نیست
💡 تو اندر این چهاری مانده سرمست نمیدانی که این صورت که پیوست