چنگل باز

لغت نامه دهخدا

چنگل باز. [ چ َ گ َ ل ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) پنجه ٔباز. مخلب. ( منتهی الارب ):
نی نی که همچو چنگل باز است زلف او
من پر ز بیم او چو کبوتر همی زنم.معزی.که مرغ در قفس ایمن بود ز چنگل باز.عمعق.کبوتر بچه چون آید به پرواز
ز چنگ شه فتد در چنگل باز.نظامی.جهض؛ رهانیدن صید را از چنگل باز و صیاد. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

پنج. باز ٠ مخلب ٠ رهانیدن صید را از چنگل باز و صیاد ٠

جمله سازی با چنگل باز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هم تذروان رسته‌اند از چنگل باز سپید هم‌گوزنان جسته‌اند از پنجهٔ شیر عرین

💡 گیرم که رها گردد از آن دام سر زلف مرغ دلم از چشم تو در چنگل باز است

💡 تا چه صیدیم که در چنگ پلنگ افتادیم یا چه کبکیم که در چنگل باز آمده ایم

💡 جستم ز تو چون کبوتر از چنگل باز رفتم نه چنان که دیگرم بینی باز

💡 صعوه من هرزه پروازست بو کز فرط مهر بیخودش در آشیان چنگل باز افگنم

💡 خط چوگان دلم از سایه مژگان دزدید شوخی چنگل باز و قفس از یادم رفت

مماشات یعنی چه؟
مماشات یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز