لغت نامه دهخدا
چنگ چنگ. [ چ ُ چ ُ ] ( اِ مرکب ) کنایه از سرزنش و ملامت. ( لغت محلی شوشتر خطی ).
چنگ چنگ. [ چ ُ چ ُ ] ( اِ مرکب ) کنایه از سرزنش و ملامت. ( لغت محلی شوشتر خطی ).
کنایه از سرزنش و ملامت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون گرفتی چو زهره در بر چنگ چنگ زهره فتادی از آهنگ
💡 زر افشاند بر بینوا چنگ چنگ کشید آه و زد جنگ خود را بسنگ
💡 با چنگ چنگ و بر بط بونصر در عتاب وندر میان باغ خوش اندر گرفته پای
💡 پوستم بر استخوان مانند چنگ چنگ گشتم ناله زیر و زار شد
💡 نوازان نوازنده در چنگ چنگ ز دل برده بگماز چون زنگ زنگ
💡 از بس که لحن شعر من اندر ثنای شاه بر چرخ رفت زهرسوی چنگ چنگ برد