چنگ ساخته

لغت نامه دهخدا

چنگ ساخته. [ چ َ گ ِ ت َ / ت ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) ساخته چنگ. چنگ کوک شده و آماده برای نواختن. بین شعرا معروف و مشهور است:
به پردلی و به مردی همه نگهدارد
نگاهداشتنی ساخته چو ساخته چنگ.فرخی ( آنندراج ) ( انجمن آرا ).رجوع به ساخته چنگ شود.

فرهنگ فارسی

ساخته چنگ بین شعرا معروف و مشهور است.

جمله سازی با چنگ ساخته

💡 چون بربط نواخته و چنگ ساخته قمری و فاخته بخروشند بر چنار

💡 چو چنگ ساخته گردد بباید آن ساعت یکی مغنّی کآواز کی حزین دارد

💡 می نهادند و چنگ ساخته شد از زدن رودها نواخته شد

💡 وان بت چنگزن که تاخته بود کار او را چو چنگ ساخته بود