لغت نامه دهخدا
چشن. [ چ َ ] ( اِ ) جشن و ضیافت و میهمانی. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به جشن شود.
چشن. [ چ َ ] ( اِ ) جشن و ضیافت و میهمانی. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به جشن شود.
جشن وضیافت ومیهمانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگر شاه بیند، نفرمایدم به چشن بزرگی ببخشایدم
💡 حسین سیدزاده در ۲ ژوئن سال ۱۹۸۹ در باکو، پایتخت آذربایجان شوروی، چشن به جهان فروبست.
💡 بر عکس در سایر مناطق غور که شما متوجه شوید طبیعت تا اوایل ثور غیر بهاری است واین میتانه دلیل بی انگیزه گی نسبت به چشن نوروز در این مناطق باشد.