چشمیدر

لغت نامه دهخدا

چشمیدر. [ چ َ دُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان ژاوه رود بخش زراب شهرستان سنندج که در 24 هزارگزی جنوب خاوری زراب و 8 هزارگزی شمال باختری بایگلان واقع است. کوهستانی و سردسیراست و 700 تن سکنه دارد. آبش از رودخانه بایگلان و چشمه. محصولش غلات، توتون،پنبه، لبنیات و میوه جات. شغل اهالی زراعت و گله داری، صنایع دستی زنان گلیم بافی و راهش مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان ژاوه رود بخش زراب شهرستان سنندج ٠

جمله سازی با چشمیدر

💡 تپه کولکه ساوه مربوط به دوره اشکانیان است و در شهرستان سروآباد، بخش مرکزی، روستای چشمیدر واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۹ مرداد ۱۳۸۴ با شمارهٔ ثبت ۱۲۸۰۱ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

💡 آنومالی چشمیدر یک اندیس فلزی است که در حوالی شهر تیزنیزه استان کردستان قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، طلا است.سنگ میزبان این اندیس شیست، فیلیت، آهک، گابرو است

💡 تپه لادگا چشمیدر مربوط به دوره اشکانیان است و در شهرستان سروآباد، بخش مرکزی، روستای چشمیدر واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۹ مرداد ۱۳۸۴ با شمارهٔ ثبت ۱۲۸۰۴ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.