لغت نامه دهخدا
چشمه دار. [ چ َ / چ ِ م َ / م ِ ] ( نف مرکب ) هر چیز که سوراخ سوراخ باشد مانند زره. ( ناظم الاطباء ):
یکی درع رخشنده چشمه دار
که در چشم نامد یکی چشمه وار.نظامی.حلقه دار. ( آنندراج ). رجوع به چشمه شود.
چشمه دار. [ چ َ / چ ِ م َ / م ِ ] ( نف مرکب ) هر چیز که سوراخ سوراخ باشد مانند زره. ( ناظم الاطباء ):
یکی درع رخشنده چشمه دار
که در چشم نامد یکی چشمه وار.نظامی.حلقه دار. ( آنندراج ). رجوع به چشمه شود.
( صفت ) ۱ - هر چیز که سوراخ سوراخ باشد مانند زره. ۲ - حلقه دار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یکی درع رخشندهٔ چشمه دار که در چشم نامد یکی چشمه وار
💡 ز شعر چشمه دار شب مه و سال پی جو کردیش آماده غربال