چشم نرم

لغت نامه دهخدا

چشم نرم. [ چ َ / چ ِ م ِ ن َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از چشم بی آزرم. مرادف دیده نرم. ( آنندراج ). چشم بی حیا و بی شرم:
اگر چه موی سپید است تازیانه مرگ
بچشم نرم تو رگهای خواب میگردد.صائب ( از آنندراج ).سنگین فتاده خواب تو ورنه فغان من
در چشم نرم مخمل بی درد خواب سوخت.صائب ( از آنندراج ).
چشم نرم. [ چ َ / چ ِ ن َ ] ( ص مرکب )کودک امرد بی مضایقه و مطیع و فرمان بردار. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) کودک امرد فرمانبردار.
کودک امرد بی مضایقه و مطیع و فرمان بردار.

جمله سازی با چشم نرم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در چشم نرم توست اگر پرده های خواب ریزد نمک به دیده من ماهتاب شب

💡 سنگین فتاده خواب تو، ورنه فغان من در چشم نرم مخمل بیدرد خواب سوخت

💡 اگر چه موی سفیدست صبح آگاهی به چشم نرم تو بیدرد، پرده خواب است

💡 از چشم نرم خلق ز بس زخم خورده ایم بر روی برگ گل به تأمل نشسته ایم

💡 اگر چه موی سفیدست صبح آگاهی به چشم نرم تو بیدرد، پردهٔ خواب است

حسادت یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز