لغت نامه دهخدا
چشم زره. [ چ َ / چ ِ م ِ زِ رِه ْ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از حلقه های زره است. ( از آنندراج ). چشم درع. سوراخ زره:
تا کمان وقف هم آغوشی زه ساخته ای
پر ناوک مژه چشم زره ساخته ای.طالب آملی ( از آنندراج ).
چشم زره. [ چ َ / چ ِ م ِ زِ رِه ْ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از حلقه های زره است. ( از آنندراج ). چشم درع. سوراخ زره:
تا کمان وقف هم آغوشی زه ساخته ای
پر ناوک مژه چشم زره ساخته ای.طالب آملی ( از آنندراج ).
کنایه از حلقه های زره است ٠ چشم درع ٠ سوراخ زره ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شد استخوان تنش توتیای چشم زره ز خاره گرچه فزون بود در گرانجانی
💡 به حلقه حلقهٔ چشم زره عدوی ترا نموده است پر ناوک تر مژگانی
💡 ز برق سنان شد جگرها کباب ز پیکان به چشم زره گشت آب
💡 دل تنگ تر از چشم زره کرده یلان را کامشب شب قتل است
💡 به آن خسته چشم زره خون گریست دم تیغ از آن بر وی افزون گریست
💡 روانکند دم تیغ تو خون ز چشم زره گره شودگهکین تو دل ز ناف سپر