لغت نامه دهخدا
چست و چالاک. [ چ ُ ت ُ ] ( ترکیب عطفی، ص مرکب ) جلد و چابک. فرز و تند. زبر و زرنگ. تر وچسب. تند و تیز. رجوع به «چست » و «چست چالاک » شود.
چست و چالاک. [ چ ُ ت ُ ] ( ترکیب عطفی، ص مرکب ) جلد و چابک. فرز و تند. زبر و زرنگ. تر وچسب. تند و تیز. رجوع به «چست » و «چست چالاک » شود.
جلد و چابک. فرز و تند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بگفتا یک سواری چست و چالاک به اردو گر رود از بهر غمناک
💡 ما در ره عشق چست و چالاک شویم ور زانکه خری لنگ شود ما را چه
💡 اندر ره حق چو چست و چالاک شوی نور فلکی باز بر افلاک شوی
💡 به نادیده دیدن هوسناک بود بههر جا که شد چست و چالاک بود
💡 گرفتم دامنش را چست و چالاک چو گل افتاد در پیراهنش چاک
💡 دمان و دژم چست و چالاک و چیر در انداخت هنگامه دارو گیر