شق زن
مترادفها
شکافتن، دو نیم کردن، ترک کردن، شکاف دادن
متضادها
وصل کردن، پیوند دادن
لغت نامه دهخدا
شق زن. [ ش َ زَ ] ( نف مرکب، اِ مرکب ) قطزن. مِقَطّ. مقطة. قلمزن. قلمزنه. ( زمخشری ).
شکافتن، دو نیم کردن، ترک کردن، شکاف دادن
وصل کردن، پیوند دادن
شق زن. [ ش َ زَ ] ( نف مرکب، اِ مرکب ) قطزن. مِقَطّ. مقطة. قلمزن. قلمزنه. ( زمخشری ).