لغت نامه دهخدا
پوست بر پوست. [ ب َ ] ( ص مرکب ) تهی و بیمغز و پوچ:
آنکه چون پسته دیدمش همه مغز
پوست بر پوست بود همچو پیاز.( گلستان ).
پوست بر پوست. [ ب َ ] ( ص مرکب ) تهی و بیمغز و پوچ:
آنکه چون پسته دیدمش همه مغز
پوست بر پوست بود همچو پیاز.( گلستان ).
( صفت اسم ) ۱- پوست روی پوست دارنده. ۲-تهی بی مغز پوچ.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آن که چون پسته دیدمش همه مغز پوست بر پوست بود همچو پیاز
💡 ماندهاند این کره از آن دم باز پوست بر پوست همچو گنده پیاز