لغت نامه دهخدا
پهوان. [ پ َ ] ( اِخ ) ده کوچکی از دهستان طبس مسینا بخش درمیان شهرستان بیرجند، واقعدر 25 هزارگزی شمال باختری درمیان. دامنه، معتدل، دارای 15 تن سکنه. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9 ).
پهوان. [ پ َ ] ( اِخ ) ده کوچکی از دهستان طبس مسینا بخش درمیان شهرستان بیرجند، واقعدر 25 هزارگزی شمال باختری درمیان. دامنه، معتدل، دارای 15 تن سکنه. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9 ).
ده کوچکی از دهستان طبس مسینا در میان شهرستان بیرجند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کمر خواست و ساز یلی پهوان برافگند بر خنگ برگستوان