لغت نامه دهخدا
پنج گزی. [ پ َ گ َ ] ( ص نسبی، اِ مرکب )قسمی پارچه بود که آن را به عربی خمیس می گفته اند.
پنج گزی. [ پ َ گ َ ] ( ص نسبی، اِ مرکب )قسمی پارچه بود که آن را به عربی خمیس می گفته اند.
( صفت اسم ) قسمی پارچه که آنرا بعربی خمیس میگفته اند.
قسمی پارچه بود که انرا بعربی خمیس گویند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برکی پنج گزی بر سر خود بنهادم قصه غصه دستار فرو پیچیدم