پنبه دار
مترادفها
پنبهکار
لغت نامه دهخدا
پنبه دار. [ پَم ْ ب َ / ب ِ ] ( نف مرکب ) که حشو از پنبه دارد. صاحب حشو از پنبه: قباء پنبه دار. تنبان پنبه دار.
- پنبه داردوزی؛ دوختن پنبه بحشو لباس و مانند آن.
- پنبه دار کردن، پنبه گذاشتن؛ نهادن پنبه بحشو لباس و مانند آن.
فرهنگ فارسی
( اسم ) آنچه آگندگی از پنبه دارد که حشو از پنبه دارد: ( قبای پنبه دار ).
جمله سازی با پنبه دار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در بزم زندگانی، بودیم بس مکرر ما را زمانه پوشید ز آن پنبه دار پیری