پشگ

لغت نامه دهخدا

پشگ. [ پ ِ ] ( اِ ) پشک. رجوع به پشک شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) سرگین جانوران پشک

جمله سازی با پشگ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 اگر چه از آهو بود پشگ و مشک ولی پشگ چون مشک نارد بها

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران