پسر عم
پسر عم به معنی پسرعموی فرد است. در زبان فارسی، واژه عم به معنای عموی شخص است که به برادر پدر او اشاره دارد. بنابراین، پسر عم به پسر برادر پدر اشاره میکند.
به عبارت دیگر:
پسر عم = پسر برادر پدر یا پسرعمو
در خانوادهها، پسرعمو به عنوان یکی از اعضای نزدیک خانواده شناخته میشود و روابط خانوادگی بین پسرعموها میتواند بسیار نزدیک و دوستانه باشد.
لغت نامه دهخدا
پسرعم. [ پ ِ س َ ع َ ] ( اِ مرکب ) پسر نیای پدری. عم زاده. پسرعمو. عموزاده. ابن عَم. قِتل. ( منتهی الارب ): کلاله؛ پسران عم دورتر. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
( اسم ) پسر عمو پسر برادر پدر.
جمله سازی با پسر عم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 همه کوفیان ازتو برگشته اند پسر عم راد تو و را کشته اند
💡 برخیز و ببر پیوند از خویش وزن و فرزند نه یاد برادر کن نه یار پسر عم باش
💡 وی گفت: به خانه بازگشتم و آنچه دیده بودم، بدان دخترک باز بگفتم. گفت: وی پسر عم من است. گفتم: ای فلان، میهمان را حرمتی است.
💡 من و پسر عمم تصمیم گرفتیم برای گذراندن تعطیلات تابستان، به یک سفر جادهای طولانی و هیجانانگیز به مناطق کوهستانی شمال کشور برویم.
💡 در مراسم ازدواج که برگزار شد، پسر عم من مسئولیت مدیریت مهمانان و هماهنگی میان گروههای مختلف را بر عهده داشت تا مراسم به خوبی پیش برود.
💡 او همیشه با پسر عم خود که در یک شرکت بزرگ مهندسی کار میکرد، درباره آخرین دستاوردهای علمی و تکنولوژیهای جدید صحبت میکرد.