لغت نامه دهخدا
پس بودن. [ پ َ دَ ] ( مص مرکب ) عقب بودن. || دون مرتبه یا درجه کسی یا چیزی بودن.
پس بودن. [ پ َ دَ ] ( مص مرکب ) عقب بودن. || دون مرتبه یا درجه کسی یا چیزی بودن.
عقب بودن یا دون مرتبه یا درجه کسی یا چیز بودن
💡 الا تا جهان را بقاهست بادش پس بودن تخت و افسر میسر
💡 اگر کسی گوید معلوم است که فریشتگان قضاء اللَّه را رد نتوانند، پس بودن فریشتگان و بنده چه فایدت کند؟ جواب آنست که قضاء اللَّه بر دو قسم است: قضاء لازم و قضاء جایز.