لغت نامه دهخدا
پاپاسی. ( اِ ) خردترین و کم بهاترین ِ نقود، مانند پشیز و کمتر.
- یک پاپاسی نداشتن؛ هیچ نداشتن.
- یک پاپاسی نیرزیدن؛ هیچ نیرزیدن.
پاپاسی. ( اِ ) خردترین و کم بهاترین ِ نقود، مانند پشیز و کمتر.
- یک پاپاسی نداشتن؛ هیچ نداشتن.
- یک پاپاسی نیرزیدن؛ هیچ نیرزیدن.
(اِ. ) پشیز، مبلغ ناچیز.، یک ~نداشتن هیچ نداشتن.
سکۀ کم بها، پول خرد کم ارزش، پول سیاه، پشیز.
پول کم واندک وکم بها، پول سیاه، پول خردکم ارزش
( اسم ) پشیز مبلغ ناچیز: یک پاپاسی ارزش ندارد. یا یک پاپاسی نداشتن: یک پاپاسی ندارم.
خردترین و کم بهاترین نقود مانند پشیز و کمتر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در طول سده پر آشوب چهاردهم، اختلافات درون رهبری کلیسا به پاپاسی آوینیون (۷۶–۱۳۰۹) منجر شد که همچنین «اسارت بابلیان پاپیون» نامیده میشد که اشاره به اسیران یهودی در بابل بود. سپس به دو دستگی غرب رسید که از سال ۱۳۷۸ تا ۱۴۱۸ ادامه داشت، زمانی که دو پاپ و سه پاپ رقیب وجود داشت که هر کدام را چندین ایالت پشتیبانی میکردند. مقامات کلیسایی در شورای کنستانس در سال ۱۴۱۴ جمع شدند. در سال بعد شورا یکی از پاپهای رقیب را کنار گذاشت و تنها دو نفر از متقاضیان را باقی گذاشت. پس از استماعات بیشتر، در ماه نوامبر ۱۴۱۷ شورا مارتین پنجم (پاپ ۱۴۱۷–۳۱) را به عنوان پاپ انتخاب کرد.