وکیل شدن

مترادف‌ها

وکالت گرفتن

لغت نامه دهخدا

وکیل شدن. [ وَ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) از طرف کسی نماینده شدن. || به وکالت مجلس شورای ملی ( اسلامی ) انتخاب شدن. || به وکالت دادگستری رسیدن.

فرهنگ فارسی

(مصدر ) ۱ - از طرف کسی نماینده شدن. ۲ - بوکالت ( دادگستر یامجلس ) انتخاب شدن.

جمله سازی با وکیل شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 رساند تا بالاخره به آرزوی دیرینه خودش،یعنی وکیل شدن رسید.اما در اولین روز

💡 او پس از سال‌ها تلاش سخت و مطالعه مداوم در رشته حقوق، در نهایت موفق شد در آزمون کانون وکلا قبول شده و وکیل شدن را تجربه کند.

💡 بسیاری از دانشجویان پس از اتمام تحصیلات دانشگاهی، با هدف کسب درآمد بالا و فعالیت در پرونده‌های پیچیده، تصمیم می‌گیرند که در آینده وکیل شدن را هدف قرار دهند.

💡 برای دفاع از حقوق قانونی خود در برابر اتهامات بی‌اساس، او تصمیم گرفت که با یک مشاور حقوقی مجرب صحبت کرده و در نهایت برای وکیل شدن تلاش کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران