پناهنده شدن

لغت نامه دهخدا

پناهنده شدن. [ پ َ هََ دَ / دِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) پناهیدن. پناه بردن. التجاء.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) پناهیدن

جمله سازی با پناهنده شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 انگلیسی‌ها از دریا با توپ‌های دورزن، مواضع مجاهدین را زیر آتش قرار دادند. تنگستانی و دشتی‌ها ناچار دست به عقب‌نشینی تاکتیکی زده و به مناطق اطراف دلوار پناه بردند. با فرارسیدن شب، نیروهای تنگستانی و دشتی دست به شبیخون علیه انگلیسی‌ها زدند و تلفات به آنان وارد آوردند؛ و انگلیسی‌ها با بر جای گذاشتن ده‌ها نفر کشته و زخمی مجبور به عقب‌نشینی از دلوار و پناهنده شدن به ناوهای مستقر در خلیج فارس شدند.

💡 پدرش محمدعلی خان وکیل‌الدوله از مالکان بزرگ فارس و اصالتاً مازندرانی بود. نسبش به محمدرضا خان مازندرانی می‌رسید که در زمان شاه تهماسب صفوی پس از پناهنده شدن همایون پادشاه هند به ایران، به امر شاه مأمور کمک به او شد و با او به هند رفت و در برابر کمکی که به همایون کرده بود، ثروت و مکنت فراوانی به دست آورد و عنوان نواب گرفت.

اوبی یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز