ونم

لغت نامه دهخدا

ونم. [ وَ ] ( ع مص ) پیخال انداختن مگس. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

پیخال انداختن مگس.

جمله سازی با ونم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 متاب روی و سر از من،مباش بی‌خبر از من که روز و شب دل و چشمم در آتشست ونم تو

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران