لغت نامه دهخدا
وداغ. [ وَ ] ( اِ ) آتش را گویند که به عربی نار گویند. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( برهان ).
وداغ. [ وَ ] ( اِ ) آتش را گویند که به عربی نار گویند. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( برهان ).
آتش را گویند که بعربی نار گویند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عالم معنی شدیم وداغ جهل ازما نرفت ساخت بیدل علمهای بیعمل ما راکتاب
💡 جان و دلم از جهان بصد حسرت و آه با درد فراق وداغ غم های تو رفت
💡 دامان عشق گیر که اسباب حسرت است جز درد وداغ هر چه سرانجام می کنند
💡 ز درد وداغ ندارندعاشقان سیری زمین سوخته عاشق شرار می باشد
💡 مجنون غبار دامن صحرای غیب بود روزی که درد وداغ محبت به من رسید
💡 مرد ره در بند قصر و باغ نیست بر دل او غیر درد وداغ نیست