لغت نامه دهخدا
هوس باختن. [ هََ وَ ت َ ] ( مص مرکب ) هوس بازی کردن. در پی هوس رفتن:
هیچکس عیب هوس باختن ما نکند
مگر آن کس که به دام هوسی افتاده ست.سعدی.نشاید هوس باختن با گلی
که هر بامدادش بود بلبلی.سعدی.
هوس باختن. [ هََ وَ ت َ ] ( مص مرکب ) هوس بازی کردن. در پی هوس رفتن:
هیچکس عیب هوس باختن ما نکند
مگر آن کس که به دام هوسی افتاده ست.سعدی.نشاید هوس باختن با گلی
که هر بامدادش بود بلبلی.سعدی.
هوس بازی کردن در پی هوس رفتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هیچکس عیب هوس باختن ما نکند مگر آنکس که به دام هوسی افتادهست
💡 نشاید هوس باختن با گلی که هر بامدادش بود بلبلی
💡 ناگه آن چارده شب ماه بتم را در سر هوس باختن یک ندبی نرد افتاد