هوارت
لغت نامه دهخدا
هوارت. ( اِخ ) کلمان ( 1854-1926 م. ). از خاورشناسان فرانسوی زبان است که در ژورنال آسیایی مقالاتی در باب آثار ادبی ایران و به خصوص حروفیه دارد و نیز تحقیقات دیگری درباره مشرق زمین کرده است. رجوع به ج 3 تاریخ ادبیات براون ( از سعدی تا جامی ) ترجمه حکمت شود.
هوارة. [ هََ رَ ] ( ع اِمص ) نیستی و هلاکی. ( منتهی الارب ). هلاکت: من اطاع ربه فلا هوارة علیه. ( اقرب الموارد ).
جمله سازی با هوارت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هیچ سازمان رسمی برای شهر زیبا برای هدایت این جنبش در استرالیا وجود نداشت؛ آن از ارتباطات حرفهایها و بوروکراتیکها، بهویژه معماران برنامهریز و اصلاحطلبان دولت محلی تأثیر پذیرفت [۸]. در اوایل عصر فدراسیون، چندین استرالیایی بانفوذ مصمم شدند که شهر خود را مترقی و رقابتی نمایند. آدلاید بهعنوان یک نمونهٔ استرالیایی (مزایایی طرح جامع مدنی) با توجه به حلقه پارکهای آن استفاده شد. مثلاً زیباسازی شهر هوارت بهعنوان راهی برای افزایش محبوبیت شهر بهعنوان یک مقصد توریستی در نظر گرفته شد [۸].