هنگام جوی

لغت نامه دهخدا

هنگام جوی. [ هََ ] ( نف مرکب ) آنکه برای هر کار زمان مناسب بجوید:
سدیگرسخنگوی هنگام جوی
بماند همه ساله باآبروی.فردوسی.

جمله سازی با هنگام جوی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سه دیگر سخنگوی هنگام جوی بماند همه ساله بر آب روی

چسی یعنی چه؟
چسی یعنی چه؟
گهر یعنی چه؟
گهر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز