واژه «همیره» در اصل صورت فارسیشده واژه عربی «همیرة» است که در منابع لغوی کهن بهعنوان صفتی برای توصیف زنان سالخورده بهکار رفته است و ریشه آن در زبان عربی به مفاهیمی مرتبط با فرسودگی و کهولت بازمیگردد. در کتابهایی مانند «منتهی الارب»، این واژه با معنای «پیرزن فرتوت و در آستانه مرگ» ثبت شده و نشاندهنده مرحلهای از زندگی است که فرد به نهایت ضعف جسمی و کاهش توان زیستی رسیده است. «همیرة» از نظر ساختار زبانی یک صفت مؤنث است و بهطور خاص برای اشاره به زنانی استعمال میشود که علاوه بر سن بالا، نشانههای آشکار ناتوانی و فرسایش بدنی در آنان دیده میشود. این واژه در کاربردهای ادبی میتواند بار معنایی شدیدی داشته باشد و تصویری از پایان حیات و نزدیکشدن به مرگ را در ذهن مخاطب ایجاد کند. از منظر معناشناسی، «همیره» تنها به معنای «پیر» نیست، بلکه دلالتی عمیقتر بر وضعیت نهایی و بحرانی عمر دارد که با ضعف، ناتوانی و ازکارافتادگی همراه است. در برخی متون، این واژه ممکن است با بار عاطفی یا حتی ترحّمآمیز بهکار رود تا شدت وضعیت فرد توصیفشده را برجسته سازد. همچنین، کاربرد آن بیشتر در متون کهن یا ادبی دیده میشود و در زبان فارسی معاصر چندان رایج نیست. بهطور کلی، «همیره» را میتوان صفتی دانست که بهصورت دقیق و تخصصی به «پیرزن در حال احتضار یا نزدیک به مرگ» اشاره دارد و از این جهت دارای بار معنایی خاص و نسبتاً محدود در حوزه توصیف سن و وضعیت جسمانی انسان است.
همیره
لغت نامه دهخدا
( همیرة ) همیرة. [ هََ رَ ] ( ع ص ) گنده پیر فانیه. ( منتهی الارب ).
جمله سازی با همیره
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نوده و همیره یک اندیس فلزی است که در حوالی شهر داربن استان خراسان قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، مس است.